معاون کنسولی وزارت امورخارجه: حمایت ایرانیان خارج کشور از سیاست خارجی احمدی‌نژاد نشأت می گیرد

  نظرات |  شنبه 13 خرداد 1391

«هرچقدر سیاست خارجی ما تهاجمی‌تر، انقلابی‌تر و حفظ منافع ملی با حساسیت بیشتری پیگیری بشود بیشتر مورد حمایت ایرانیان خارج از کشور قرار می‌گیرد.» «هرچقدر سیاست خارجی ما تهاجمی‌تر، انقلابی‌تر و حفظ منافع ملی با حساسیت بیشتری پیگیری بشود بیشتر مورد حمایت ایرانیان خارج از کشور قرار می‌گیرد.» این تأكیدی است که «حسن قشقاوی» معاون کنسولی و پارلمانی وزارت امور خارجه در مصاحبه با خبرنگار گروه گفت وگوی بارها آن را اعلام کرد. موضوعی که شاید برای برخی‌ها پذیرش آن سخت باشد اما خوشبختانه وجود دارد.  متن کامل این گفت‌وگو را با هم می‌خوانیم.  اگر موافق باشید از وظیفه معاونت تحت نظارت حضرتعالی در وزارت خارجه شروع کنیم. عنوان دقیق معاونت ما معاون وزیر خارجه در امور کنسولی، پارلمانی و ایرانیان خارج از کشور است که سه اداره کل دارد.  اداره کل کنسولی شامل سه اداره، گذرنامه و روادید، اسناد و سجلات و اداره تابعیت و پناهندگان است که مسائل مربوط به صدورگذرنامه، احوالات چهارگانه ازدواج، طلاق، وفات و تولد، تأیید اسناد تجاری و غیر تجاری، اعطا و سلب تابعیت و امور مهاجران و پناهندگان را انجام می‌دهد. ...
اداره کل ایرانیان شامل سه اداره ایرانیان، اجتماعی و دانشجویی و بورس‌ها است که مباحث مربوط به ایرانیان خارج از کشور مثل نظام وظیفه، قوانین راهنمایی و رانندگی، محکومیت‌های ایرانیان خارج از کشور یا زندانیان خارجی در داخل کشور، انتقال محکومان و بورس‌های دانشجویی خارج از کشور را دنبال می‌کند. 
اداره کل مجلس شامل ادارات مجلس و قوانین پاسخگویی به سؤالات نمایندگان و مکاتبات مجلس و کارهای تقنینی وزارت خارجه با سه قوه را انجام می‌دهد. 
تفاوت دولت‌های آقای احمدی‌نژاد در ساختار وزارت خارجه با دولت‌های قبل در تمرکز بر بحث‌های مربوط به ایرانیان خارج از کشور و پیگیری کارهای آنها است مثلاً وزارت خارجه قبلاً اداره کل ایرانیان نداشت ولی اکنون دارد. 
علت این توجه بیشتر را در چه چیزی می‌بینید؟ 
جلسات متعددی که ایرانیان با رئیس‌جمهور در سفرهای ایشان به خارج از کشور داشتند خیلی تأثیر‌گذار بود. سفرهای استانی دولت هم در این مسئله بی‌تأثیر نبود چون بعد از هر سفر استانی بخشی از مکاتباتی که به وزارت خارجه ارجاع می‌شود پیگیری مسائل آنها توسط بستگان آنها در استان‌ها است. 
این توجه چه تأثیری بر نوع نگاه ایرانیان خارج از کشور نسبت به کشور و نظام داشت؟ 
هر چقدر سیاست خارجی ما تهاجمی تر، انقلابی‌تر و حفظ منافع ملی با حساسیت بیشتری پیگیری بشود بیشتر مورد اقبال ایرانیان خارج از کشور قرار می‌گیرد. منظورم معدل دیدگاه‌های هموطنان ما در خارج از کشور است. 
متأسفانه در تحلیل‌ها نسبت به ایرانیان خارج از کشور اجماع فراگیری در حوزه روشنفکری، رسانه‌ای و رسمی وجود ندارد. حتی ممکن است همه زیر مجموعه‌های دولت هم در این مورد به یک شکل فکر نکنند. فردی مثل من خارج از مسئولیتم به خاطر مأموریت در خارج از کشور و تعامل میدانی که با هموطنان‌مان داشتم به برداشت‌هایی می‌رسم که ضرورتاً با برداشت افراد اصلاح‌طلب یا اصولگرای داخلی یکی نیست. 
اپوزیسیون ما در خارج از کشور در بدترین حالت بین 3 تا 5 درصد هستند و مطلقاً جمهوری اسلامی در خارج از کشور بیشتر از 5 درصد اپوزیسیون ندارد البته به این معنا نیست که 95درصد بقیه نقد و تحلیلی نسبت به عملکرد جمهوری اسلامی نداشته باشند، دارند اما اپوزیسون برانداز نیستند. 
نقدهای آنها شبیه نقدهایی هست که اگر شما در تاکسی بنشینید ممکن است از افراد جامعه درخصوص مسائل مختلف بشنوید. ولی چون بخاطر حمایت دولت‌های غربی بلندگو در اختیار اپوزیسیون است ناخودآگاه ممکن است برخی‌ها فکر کنند که اکثریت ایرانیان خارج از کشور اپوزیسیون هستند که اصلاً چنین چیزی 
نیست. 
اصطلاح «کله سفید» و «کله سیاه» واژه متداولی در غرب است. کله سفید به خودشان و کله سیاه به مهاجران جهان سومی می‌گویند. معمولاً دادگاه در مواقعی که بین غربی‌ها و مهاجران اختلافی پیش می‌آید به نفع سفید‌ها رأی می‌دهد حتی اگر حق با مهاجران باشد. مهاجران به غرب از جمله ایرانی‌ها با گوشت و پوست خود روند تبعیض را در زندگی روزمره خود لمس می‌کنند حتی مرکز پژوهشی اتحادیه اروپا بر افزایش برخورد تبعیض‌آمیز در کشورهای غربی نسبت به مهاجران جهان سوم اذعان دارد. 
در این وضعیت وقتی صدای محکمی در داخل کشور وجود داشته باشد از آن استقبال می‌کنند. 
متوسط سن افرادی که قبل از انقلاب، اوایل انقلاب و زمان جنگ به خارج رفته‌اند به بالای 50 سال که سن بازگشت به میهن است رسیده و مایل هستند به هر بهانه‌ای به کشور بازگردند. 
متوسط مدرک تحصیلی و سطح دانش ایرانیان در این کشورها از متوسط بومیان این کشورها بالاتر است که حتی امریكا، آلمان و بلژیک این را اعلام کرده‌اند بیشترین سرمایه‌داران استرالیا، کانادا، دانمارک و امریكا ایرانیان مقیم این کشورها هستند یعنی متوسط سرمایه ایرانیان در بین سایر مهاجران به این کشورها بالاترین است. 
ممکن است تعبدات دینی آنها مثل ایرانیان داخل کشور نباشد ولی در داخل کشور ممکن است با همان شیوه همیشگی با آنها برخورد شود و گفته شود که چرا شما این‌همه ایرانی، ایرانی می‌گویید درحالی که زن ومرد نامحرم به هم دست دهند و این می‌تواند کل مبانی تحلیل را تغییر دهد. 
رسانه‌ها باید تلاش کنند با یک کار مستمر بین روشنفکران دینی، غیر دینی، رسانه‌ها و مؤسسات نظارتی و وزارت خارجه به یک اجماع ملی در این مورد برسیم. خدا نکند بحث مهم ایرانیان دستمایه تنازعات داخلی قرار گیرد که خیلی بد است. 
دغدغه‌های برخی ایرانیان برای بازگشت به وطن این است که اگر به ایران بازگردیم ممکن است با ما برخورد قضایی شود. 
ببینید، خارج از اظهارات من یا دیگری بالاخره قانون داریم و هر سه قوه تابع قانون هستند. 
غیر از آنهایی که پرونده مفتوح قضایی یا امنیتی دارند مشکلی برای ورود سایرین به کشور وجود ندارد و اگر ترسی هم دارند ترس کاذب است. این ترس ناشی از سیاه نمایی و تبلیغاتی است که انجام می‌شود. 
یکی از دغدغه‌های این افراد در رابطه با سربازی است. 
دوبار ورود را حتی اگر مشمول باشند می‌توانند در سال داشته باشند بازهم اگر مشکل استثناء‌ای داشته باشند برای ورود بیش از دو بار با هماهنگی با ناجا مشکل آنها را حل می‌کنیم. خرید خدمت برای آنها هم تابع ضوابطی انجام می‌شود. 
گفتید سیاه نمایی‌ها سبب ترس کاذب برای این افراد می‌شود. سیاه نمایی‌هایی که در داخل کشور بعد از برگزاری همایش ایرانیان اوج گرفت تا چه اندازه بر برنامه‌های شما تأثیر 
گذاشت؟ 
الـبته منکـــــر برخی سیاه‌نمایی‌های در داخل کشور نمی‌شـوم ولی منظـورم از سیاه‌نمایی بیشتر سیاه نمایی رسانه‌های خارج از کشور بود به این معنی که چون اپوزیسیون رادیو دارد و درآمد آنها از راه پناهجویی است و با رادیوهایشان مرتباً ترس کاذب را به مهاجران القا می‌کنند. خواهش می‌کنم که رسانه‌ها بخشی را به نام پناهجویی اختصاص دهند چرا که در این موضوع انتقادات فراوانی نسبت به غرب داریم و 99درصد مسائل آن توسط هیچ رسانه‌ای در داخل کشور باز نشده است. 
آنها که داخل ایران نیستند بدانند در داخل چه چیزهایی گفته می‌شود. 
سایت فلان روزنامه را که علیه آنها مطلب می‌نویسد می‌خوانند. 
بله می‌خوانند ولی مرادم آن است. البته موضوع پناهجویی مصاحبه مفصلی می‌خواهد که باید بعداً به آن پرداخت ولی تا حدودی آن را باز می‌کنم. 
پدیده پناهجویی و پناهندگی در كشورهای غربی با انكار مطلق هویت واقعی فرد شروع می‌شود. پناهجو اول باید گذرنامه خودش را پاره كند و دور بریزد، یعنی انکار هویت ملی، چون گذرنامه هویت تابعیتی فرد است. 
اگر آن فرد بگوید كه مسلمان هستم به او پناهندگی نمی‌دهند، باید بگوید بهایی هستم. 
با كمال عذرخواهی از شما بزرگواران، سپس پناهجویی، با انكار جنسیتی شروع می‌شود، یعنی باید اعلام كند كه همجنس باز است و چون در داخل كشور نمی‌توانیم فعالیت داشته باشیم می‌خواهیم پناهنده شویم ! 
كشورهای غربی برای هر پناهجو سه هزار دلار از سازمان ملل پول می‌گیرند، اما 300 دلار هم برای او هزینه نمی‌كنند و این بهترین كاسبی برای آنها است. سیاه‌نمایی آغاز پناهجویی است، باید بگوید اگر به من پناهندگی ندهید، در اوین اعدام خواهم شدچون همجنس باز و بهایی هستم. پناهنده‌پذیركاسبی خودش را می‌كند. اگر بگوید در ایران وضع خوب است و امنیت وجود دارد، به او پناهندگی نمی‌دهند در نتیجه باید در رسانه‌های فارسی زبان تبلیغ منفی علیه ایران بكند تا فرایند پناهجویی او توجیه پذیر باشد. 
انتشار مقالات نقض حقوق بشر درایران هم به همین دلیل است. اما در داخل كشور، فرمایش شما را قبول دارم چون همه ما دلسوز كشورهستیم باید با همدیگر بنشینیم و صحبت بكنیم. 
حضرت آقا فرمودند حمایت ازسرمایه ملی، بخشی از سرمایه‌های ما بوسیله ایرانیان خارج از كشور است که سرمایه ایرانی محسوب می‌شود. حضرت آقا فرمودند سرمایه ایرانی یعنی سرمایه 75 میلیون در داخل به علاوه 5 میلیون نفر در خارج از كشور یعنی 80 میلیون. 
همین امسال فرصتی است كه بحث ایرانیان خارج از كشور را مطرح كنیم و من به سهم خودم از شما تشكر می‌كنم كه این بحث را مطرح كرده‌اید. 
وقتی می‌بینند عده‌ای در روزنامه‌ها و رسانه‌های کشور همه آنها را جاسوس خطاب می‌کنند و علیه آنها مطلب می‌نویسند معلوم است که رنجیده خاطر می‌شوند. این مطالبی كه در داخل نوشته شد و می‌شود، چقدر تأثیر‌گذار است؟ 
استحضار دارید در مجلس بحث تحقیق و تفحص هم مطرح شد. به‌عنوان معاون پارلمانی خیلی تلاش كردم به دوستان گفتم هیچگاه منكر وظایف نظارتی پارلمان نیستیم، اما همیشه فرایند باید این باشد كه حاصل جمع هرگونه اعمال نظارتی و قانونی این جوری دلسردی هموطنان را موجب نشود. 
ما باید به خاطر شغلمان حرمت مجلس را نگه داریم اما همیشه توصیه به دوستان این است كه این مرز باید حفظ شود. زمان سخنگویی شخصاً با بسیاری ازدوستان و سایت‌های خبری گفت‌وگوهای مفصلی انجام دادم. 
ولی گفت‌وگوهای شما تأثیری در عملكرد آقایان نداشت. مطالب روزنامه‌ها و موج آفرینی آنها علیه ایرانیان خارج از کشور سبب شد مجلس هشتم بودجه شورای عالی ایرانیان خارج از کشور را حذف کند. 
مطمئن باشید خیلی كارها كردیم، این تلفن كنار دستم شاهد است. در روز قیامت این تلفن گواهی بدهد كه من خیلی كار كردم. 
اما تأثیری نداشت بلکه حذف بودجه توسط مجلس این پیام را برای ایرانیان خارج از كشور داشت كه برای آنها اهمیتی قائل نیستیم. 
چرا تأثیر داشت. وقت كمی خدمت وزیر خارجه سابق بودم و بیشتر حضورم در این مسئولیت در زمان وزارت آقای صالحی است. اگر این تلاش‌ها مفید نبود چطور رکورد کمترین سؤال، تذکر و فقدان تحقیق و تفحص را در میان همه وزرای محترم خارجه از اول انقلاب به لحاظ زمانی آقای صالحی داشته اند؟ 
سؤال من در مورد ایرانیان خارج از کشور و حذف بودجه در آن دوران بود که وزیر آقای متکی بودند و اصلاً به سؤال از وزیر و تحقیق و تفحص مربوط نیست. 
می خواهم بگویم ازآقای صالحی فقط یک سؤال توسط آقای کواکبیان مطرح شد که ایشان قانع شدند. آیا فکر نمی‌کنید زبان تعامل قوی بوده است؟ 
عذر خواهی می‌کنم اصلاً حوزه معاونت پارلمانی منظور من نیست. منظورم آن زمانی بود که برخی روزنامه‌ها و سایت‌ها علیه ایرانیان خارج از کشور می‌نوشتند و بودجه آن توسط مجلس حذف شد. 
بیشترین مکاتبات نمایندگان با وزارت خارجه در حوزه ایرانیان خارج از کشور است. اما بخش دوم مطلب شما که آیا مطالب رسانه‌ها بر حذف بودجه یا نگاه ایرانیان خارج از کشور تأثیری داشته است؟ نه. به نظر من اكثر خبرگزاری‌های رسمی و نیمه‌رسمی و رسانه ملی کشور به موضوع ایرانیان خارج از كشور عنایت خوبی دارند. واقعیت‌های كشور را بازگو می‌كنیم و اگر در مقاله‌ای سوءتفاهمی به وجود آمد آن را برطرف می‌كنیم. 
حضرتعالی خیلی دیپلماتیك از اصل موضوع رد می‌شوید. 
حالا ما هم با زبان دیپلماتیك موضوع را می‌گوییم. (با خنده) 
ما هم می‌دانیم كه شما به جای پاسخ رد می‌شوید. 
نگاه مثبت خبرنگاران را می‌پذیریم اما شما سؤال کردید كه درباره ایرانیان خارج از كشور چه‌كار كردید. 
نه، سؤال من این است برخی از رسانه‌ها بخصوص در زمان همایش ایرانیان خارج از کشور مطالبی علیه آنها منتشر کردند که زمینه‌ساز حذف بودجه شورای عالی ایرانیان توسط مجلس شد. آیا پیام آن این نبود که بخش قانونگذار مملكت با شما مخالف است؟ 
این پیام خیلی غلیظ است كه مجلس مخالف ایرانیان خارج از كشور است. 
چه بخواهیم و چه نخواهیم این پیام داده شد. 
من چنین برداشتی ندارم. 
حتی گفته شد برخی‌ ایرانیان خارج از كشور اعلام آمادگی كرده‌‌اند که هزینه شورای عالی ایرانیان را بدهند. سؤال مشخص من این است که این اقدام مجلس چقدر در آزرده شدن ایرانیان خارج از کشور مؤثر بود؟ 
اعتقادم این نیست. در مقام قضاوت بحث قطع بودجه نیستم. قطعاً باید بودجه كافی برای ایرانیان خارج از كشور باشد. هرگز چنین احساسی ندارم که كار وزارت خارجه‌ای ما نسبت به ایرانیان تقلیل پیدا كرده باشد، بلكه تقویت هم شده اما ممكن بود یك كارهای دیگری تعریف شده باشد، مثلاً معافیت ایرانیان، رانندگی و گواهینامه گرفتن ایرانیان خارج از كشور و یا تحصیل دانشجویان ایرانی. 
شما هنوز تأثیر حذف بودجه ایرانیان خارج از كشور و مطالبی كه برخی رسانه‌ها در این‌باره نوشتند را نفرمودید؟ 
مجلس و كمیسیون تلفیق حذف بودجه ایرانیان خارج از کشور را از روزنامه‌ها و خبرگزاری‌ها نگرفتند، البته این مسئله تأثیر داشت یا نه آن بحث دیگری است، شما ‌فرمودید آن مطالب تأثیر داشت و به مجلس رسوب ذهنی داد که برداشت شما است، احترام می‌گذارم ولی می‌گویم تصمیم مجلس ضرورتاً از یك یا دو مقاله بیشتر است البته ممكن است مجموعه مقالات بدون تأثیر نباشد. الآن چون كمیسیون تلفیق را داریم، اجازه بدهید از هم‌اكنون بحث كنیم. واقعاً معتقدم كه فقدان بودجه كافی برای وزارت خارجه در بحث ایرانیان به روند كار ما آسیب خواهد زد. 
در سال گذشته آسیب زد؟ 
حتی به كار وزارت خارجه آسیب زد، چون شما می‌خواهید صیانت از حقوق هموطن كنید، كه بخشی از آن سیاسی و توطئه امریكا و تله‌گذاری است. اگر وزارت خارجه بودجه مشخصی در این زمینه داشته باشد بهتر می‌تواند عمل كند. در ماه گذشته دولت یونان برای اینکه چند جنازه هموطنان ما را آتش نزند 10 هزاردلار طلب کرده بود که باید برای انتقال آنها پرداخت می‌کردیم. 
شاید با چاپ این مصاحبه عنایتی در این زمینه شود. دیپلماتیك جواب نمی‌دهم به خاطر مسئولیت پارلمانی من است که این‌گونه جواب می‌دهم. 
شما را درك می‌كنیم! 
خیلی ممنون، حتماً ملاحظه مجلس را در این گفت‌وگو دارم. به‌عنوان یك خواهش از كمیسیون تلفیق درخواست می‌كنم كه از مجلس یك بودجه حسابی برای دفاع از حقوق ایرانیان خارج از كشورمستقیماً به خودمان اختصاص 
بدهند. این موضوع را به جناب رئیس‌جمهور در سمینار مشترك هیأت دولت در وزارت خارجه كه سفرا نیز حضور داشتند گفتم که فرمودند وزارت خارجه را تقویت می‌كنیم. 
برای نزدیك كردن نوع نگاه‌ها به ایرانیان خارج از كشور چه کرده‌اید؟ 
نمی‌خواهم بگویم ضعیف عمل كرده‌ایم اما باید قویتر عمل كنیم، به مدیر كل جدید ایرانیان گفتم با رسانه‌ها درباره مسائل و مشكلات ایرانیان خارج از كشور و كارهایی كه برای رفع مشكلات آنان صورت گرفته صحبت كند. 
باید با نهادهای نظارتی بیشتر صحبت شود كه در داخل هم نگاه‌های متفاوتی نباشد، نهادهای دست‌اندركار باید یك نگاه مشترك به این موضوع داشته باشند. 
برنامه مدونی در این زمینه دارید؟ 
اخیراً جلساتی با مدیران كل وزارت خارجه داشته‌ایم كه موضوع اصلی ما با محوریت پیام حضرت آقا درباره عملیاتی كردن موضوع ایرانیان خارج از كشور بود. 
آمار ایرانیان زندانی در خارج كشور چقدر است و بیشترین اتهام آنها چیست؟ 
حدود 3 هزار زندانی ایرانی در خارج از كشور داریم، یك سوم آنها را در سال گذشته آزاد كردیم بقیه هنوز در زندان هستند. اتهام بیشتر آنها موادمخدر و ورود غیرمجاز به آن كشور است. سه موافقتنامه انتقال محكومین، استرداد مجرمین و معاضدت قضایی با بعضی از كشورها داریم. اما اگر موردی پیش بیاید که حتی با آن كشور موافقتنامه نداشته باشیم برای حل مشكلات هموطنان با آنها مذاكره می‌كنیم. 
خبری درباره لغو روادید با 60 کشور از سوی سازمان گردشگری اعلام شده درست است؟ 
لغو روادید یك فرایند دارد كه باید بین دو كشور متقابل صورت گیرد. باید همه نهادها نظر بدهند، قطعاً نمی‌شود مسائل امنیتی نادیده گرفته شود، اما می‌شود به راه دیگری فكر كرد و باید تسهیلاتی برای مسافران در نظر گرفته شود. یعنی ویزای در فرودگاه را تقویت كرد و یا مثلاً نمایندگی‌هایمان دست‌شان باز باشد، و یا ویزای رایگان و یا ویزاهای درازمدت برای بازرگانان و جهانگردان و دانشجویان باشد. 
وقتی ایرانیان داخل كشور برای گرفتن ویزا به سفارت‌های خارجی مراجعه می‌كنند، مقابل سفارت‌ها صف‌های طولانی تشكیل می‌دهند که در شأن هموطنان و حتی کشور هم نیست. برنامه‌ای برای رفع این مشکل دارید؟ 
بارها با مسئولان سفارتخانه‌ها در این زمینه صحبت شده تا مكانی را در داخل سفارتخانه به این امر اختصاص دهند و آنان نیز قول همكاری داده‌اند که امیدواریم حل شود. 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.



بر اساس یک سرشماری ابتدایی که تنها با تکیه بر یک زیرنویس تلویزیونی در سال 1396 صورت گرفت، مشخص شد که حدود 80 هزار مادر ایرانی همسران خارجی دارند و فرزندان مادر ایرانی، حداقل تا سن 18 سالگی از تابعیت و حقوق شهروندی ایرانی برخوردار نیستند.